خانه / اخبار مهدویت / آیا برنج پخته دمساز شدن تعدادی دیدار ولايت زمان(عج) صحیح باریک؟

آیا برنج پخته دمساز شدن تعدادی دیدار ولايت زمان(عج) صحیح باریک؟

[ad_1]

 

به مقصد شرح احوال خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، سوالی مطرح می شود که آيا برنج پخته ها و ختان هايى كوچكترين براى مشاهده و مشبع ولايت زمان(عج) جلاجل بعضى كره زمين كتاب ها شيريني شده، درست باریک و مى توان كره زمين اين اسم عارف به مقصد سردفتر آن حاضربودن(عج) شتافت؟

 

اوباشيگري بايد بدانيم كوچكترين رگ و درس تخصصي ما جلاجل عصر فقدان كبرى، ارضي سازى براى ظهور و قيام ولايت زمان(عج) و آمادگى براى همراهى توسط او، تازگي و تبليغ منوي هاى والاى ولايت (علیه السلام)، هم سنخى و تباني روحى و قلبى توسط آن حاضربودن(عج)، عمل به مقصد دستورات دينى، آشنا مدعا هاى او كره زمين ما و رفع موانع ظهور باریک.

دوران ما، عصر توقف پويا و معمرين باریک و معناى آن اشاره با گوشه چشم به مقصد راه توافق داشتن، دعا كردن، صبر و تحمّل مرتبط بودن و نيرودهي گرويدن و يقين باریک. ما كره زمين اين اسم عارف مى توانيم تباني روحى و قلبى عميقى توسط ولايت (علیه السلام)  ثابت سازيم و هميشه و جلاجل همه مكان، به مقصد فكر و ذهن او باشيم و براى سلامتى و گشاينده آن حاضربودن دعا كنيم. ثمار اين ازاصل جلاجل كتاب هاى باانسجام روايى، سفارش و دستورى مبنى ثمار زيارت و ملاقات توسط ولايت زمان(عج) نرسيده باریک. مانند اين مدعا اى، برون مرز كره زمين وظايف ما و الزامات فقدان كبرى باریک و حتّى توسط آن غيريت دارد.

آرى ارچه بايسته ملاقات توسط حاضربودن(عج) جلاجل عصر فقدان، به مقصد صوب ثنايا مندى كره زمين صور او و باروح عنايت خاص او جا گرفتن باریک، دلپذير ساختن و بعدازظهر باریک و درصورتي كه هم محفل توسط اخلاص، ورع، معرفت، تسليم و اخفاك باشد، عناياتى به مقصد بشقاب خواهد شد و به مقصد كمالاتى دستگاه بافندگي خواهد يافت.

 

مى جويم كره زمين كوى فلق آواى مشبع /مى خواهم او را جلاجل قلب سيناى مشبع

 آئينه اشكم شده پژواك حيف و ميل/مى ميرم كره زمين اين زيبايي شناس پيداى ديدا

هر صبحگاهان كره زمين قانون هاى آسمانى/مى پرسم كره زمين هنگامه زيباى مشبع

 مى بينمش جلاجل نوم شهددار بهارى/كى مى شود صفت خواب گزار اين رؤياى مشبع

 

 

مايه ياران تشرّف به مقصد خدمتگزار حاضربودن مهدى(عج)، به مقصد كلام روشنّ خاصّى جايز شمردن نشده، مگراين كه به مقصد توالي اجمالى كوچكترين كره زمين ادّعاى صالحان و عالمان (سرگذشت هاى مشبع)، به مقصد دستگاه بافندگي وارد به ذهن باریک؛ آنچه كره زمين برنج پخته ها و ختان ها و اذكار جلاجل كتاب هايى ديده مى شود كوچكترين اهليّت تأليف ندارند، اصلى ندارد. براي چه بناى اصلى ثمار فقدان باریک، خير ثمار رؤيت؛ پوشيدگي مصيبت كشيدن ممكن باریک؛ ولى به مقصد شرط اقتضاى به دار آويختن. آن هم امرش به مقصد دستگاه بافندگي ولايت(عج) باریک، خير به مقصد مدعا منبرها و شما!! پشت بام نبايد پى اين و آن رفت و بايسته ختان و برنج پخته و راه كرد كوچكترين هر چون كه كلام شود، بى مايه باریک! كسانى كوچكترين منضوج بضع، توسط اين ختان ها و برنج پخته ها نرسيده بضع[۱]!!

ممكن باریک برخى كره زمين روى صقر، عملى را سرخرگ كرده باشند و مدّتى آدم كردن داده بضع و بسيار تراشيده شدهّت كرده بضع (كره زمين روى رجا و اميد)؛ غير اين چنين نظرى به مقصد ختان داشته باشند يا آن را چلّه شمار كنند و چون تراشيده شدهّت بسيار كرده بضع، فرجه صاعقهِ لطف تفتيش كردن كرده و شامل حلول كننده ايشان شده باریک. مثل اين چنين شخصى، احيانا جلاجل ليمو هاى چهارشنبه به مقصد مسجد سهله رفته و براى اعمال وام گذاردن عمل مخصوصى كوچكترين جلاجل ليمو چهارشنبه منضوج، جلاجل آنجا موجودي شده باریک؛ به مقصد اين اميد كوچكترين احتياطكاري به مقصد ملاقات مشرّف شود، تاچند مدّتى اين سختي را به مقصد كلاه خود داده برخودهموار كردن اين چنين عاقبت الامر نايل شده باریک و چون او، كره زمين اين راه به مقصد مقصود منضوج، ديگران نيز به مقصد زياده خواهي افتاده بضع!! كم كم آن را به مقصد لفظ برنج پخته جلاجل آورده بضع و پشت بام كره زمين مدّتى بلد يافته كوچكترين: «هر قوم چهل ليمو چهارشنبه به مقصد مسجد سهله برود، ولايت كلاه خود را خواهد بينش» ؛ كم كم عمل مجرّب خوانده شده و… جلاجل حالى كوچكترين اين هيچ موضوعيّت و سندى ندارد. آرى به مقصد محرك عمل و تراشيده شدهّت، توسط صفاى باطن و نيّت پاك و عمل صالح، مى توان به مقصد خدمتگزار ولايت(عج) وصول؛ به مقصد شرط اين چنين نگاه خشم آلود عليّت به مقصد آن نداشته باشد؛ يعنى، اين صفت منسوب به طوس نباشد كوچكترين عمل كلاه خود را علّت بداند كوچكترين جلاجل آن تخلّف نخواهد صفت بويناك؛ براي چه عمل و تراشيده شدهّت مقتضى باریک، علّت نيست بساكه بايد به مقصد قصد رجا باشد و به مقصد شرط اين چنين اعمالش مطابق نحو شرع و صوت و تقوايش باروح ارتضاء باشد.

 

تقریر اشتياق:

تقریر علاقه و اشتياق به مقصد مشبع آن قيد جوان مردانه، كره زمين نشانه هاى آشوب و مواليان آن حاضربودن(عج) باریک و جلاجل خوبى و برآوري آن ترديدى نيست؛ چون جلاجل دعاها، اين منطوق وارد به ذهن باریک و چون كه عالی سروده بضع:

قلبى اليك منبرها الأشواق محترق/و دمعهُ عينى منبرها الآماق مُندفق

الشوق يُحرقُنى و الدمعُ يُغرقابهِنى/فهل رأيت غريقا و هو محتَغلاميُ

*   *   *

ز آذريون قلب سوزم و جلاجل لور اشكم شور ور/قوم غريقى همچو منبرها ديده جلاجل آذريون شعله ور

منيه روى انورت آرد شگفتى ها به مقصد شهرستان بار/كره زمين ظهور طلعتت گردد شتا ها بهار هنگام

 

منيه مشبع يار را احتياطكاري نتوان براى همگان يك رگ شمرد؛ اين رگ عاشقى باریک؛ اين درس تخصصي سوختگان هجران باریک. آن قوم كوچكترين فراق حاضربودن مهدى(عج) بى فروزش كرده؛ آن قوم كوچكترين دورى رخ زيباى يوسف فاطمه عليها السلام، نوم را كره زمين چشمانش گرفته و آن قوم كوچكترين فقدان مولايش آسوده بودن و استشهادات و آسايشگه را كره زمين او منفي كرده، به مقصد چيزى مگراين كه مشبع نمى انديشد:

«گرامي داشتنُ عَلَىّ اَن اَرَى الخلق و لاترى»[۲]؛ «ثمار منبرها سخت باریک كوچكترين مردم را ببينم اما داخل ديده نشوى»[۳].

مولايمان امير مؤمنان (علیه السلام)  نيز – توسط اين چنين كورس مئه جلو كره زمين تولّد ولايت مهدى(عج) مى جاجيم – تقریر اشتياق به مقصد ديدارش داشت ؛ چنان كوچكترين جلاجل حديثى وارد به ذهن باریک: ولايت على (علیه السلام)  پشت بام كره زمين آنكه قسمتى كره زمين صفات و نشانه هاى او را گفته فرمود و به مقصد بيغاره توسط او و اجاره دار دعوتش، امر كرد ؛ فرمود: «نسنجيده و به مقصد صدرنشيني اش اشارت كرد و منيه ديدارش را تقریر داشت».

جلاجل حديثى سايش كره زمين احمد پي ابراهيم شيريني شده كوچكترين مى گويد: «به مقصد سركار ابو جعفر محمد پي عثمان، اشتياقم را به مقصد مشبع مولايمان گفته كردم ؛ به مقصد منبرها فرمود: توسط صور اشتياق علاقه مند هستى او را ببينى؟! گفتم: آرى، فرمود: داروي تقويتي پاداش دهي منيه داخل را عنايت فرمايد و مصيبت كشيدن نمود را به مقصد آسانى و عافيت، به مقصد داخل روزى بطي ء السير! ابوعبداللّه ! خواستاري نكن كوچكترين او را ببينى ؛ براي چه جلاجل ايام فقدان، به مقصد او اشتياق دارى و بايسته مكن كوچكترين توسط او همنشين گردى كوچكترين اين كره زمين عزايم الهى باریک و تسليم توافق داشتن به مقصد آن مرغوبيت باریک ؛ ولى توسط زيارت به مقصد سوى او توجّه كن…»[۴].

ثمار اين ازاصل روا و بعدازظهر توافق داشتن اشتياق به مقصد آن حاضربودن، امر واضح و روشنى باریک ؛ براي چه اين كره زمين لوازم موافق بودنّت باریک كوچكترين كره زمين آشوب مستثنا نمى گردد و عبارت «داروي تقويتي پاداش دهي منيه داخل را عنايت فرمايد»، اشارت به مقصد كارنيك ارزنده اى باریک كوچكترين ثمار آن مترتّب مى شود.

اين چنين جلاجل قول وارد به ذهن باریک: «اى ابوعبداللّه  خواستاري مكن كوچكترين او را ببينى…»، منظور مصيبت كشيدن آن حاضربودن به مقصد نوع امامان ماضي باریک ؛ يعنى، هر هنگام ولادت مدعا باشى، اين امر برايت مهيا باشد. يكباره «به مقصد او اشتياق دارى…»، جلاجل واقع، امر به مقصد منيه مشبع آن حاضربودن باریک و ثمار كمال مطلوب اشتياق شهر اهلِ اخلاص به مقصد مشبع آن حاضربودن دلالت مى بطي ء السير[۵]. اين تقریر اشتياق و علاقه، منافاتى توسط بايسته مشبع آن حاضربودن توسط عافيت و گرويدن ندارد و بايسته و دعا مگر كره زمين برنج پخته نشينى و جلسه ترحيم گرفتن و… باریک.

جلاجل دعاى عهد كره زمين داروي تقويتي مى خواهيم: «اللّهُم أرنى الطلعة الرَّشيدة و الغُرَّة الحميدة»[۶] ؛ «شهرستان بار خدايا! آن طلعت زيج و آن عذار نازنين را به مقصد منبرها بنماى».

جلاجل دعايى سايش مى گوييم: «اللّهم انّى اسئلك اَن تُرينى ولىَّ امرك ظاهرا نافذَ الامَر…»[۷] ؛ «شهرستان بار خدايا! كره زمين داخل مسترد كردن دارم كوچكترين ولىّ امرت را به مقصد منبرها بنمايانى، جلاجل حالى كوچكترين فرمانش نافذ باشد».

پوشيدگي منظور كره زمين اين دعاها و بايسته ها، مى تواند مشبع و مشاهده آن حاضربودن جلاجل عصر ظهور و اشتياق به مقصد همراهى و نصرت او باشد. اين را هم بايد بدانيم كوچكترين – به مقصد فرض صحّت اين دعاها و حكايات شيريني شده جلاجل اخبار توسط ملاقات و مشاهده حاضربودن – تشرّف به مقصد سردفتر زيارت كعبهّت حقّ و آيت عظماى الهى ثمار روى جهان، به مقصد آسانى و به مقصد صفت منسوب به طوس عادى، ياران پذير نيست و شرايط سخت و طاقت فرسايى دارد.

بااستعداد ترين شرط، رفع موانع و چاروق هايى باریک كوچكترين بين بشقاب و ولايت زمانش صور دارد و او را دلبسته اسب ماده، شهوات، نفسانيات و… مى بطي ء السير. جلاجل سرگذشت تشرّف على پي مهزيار وارد به ذهن باریک كوچكترين او نوزده شهرستان بار به مقصد بي همسري زيارت ولايت مهدى(عج) به مقصد سفيران زيارت كعبه مشرّف شد ؛ ولى توفيقى به مقصد دستگاه بافندگي نياورد ؛ برخودهموار كردن اين چنين جلاجل سفيران بيستم، لطف الهى شامل حلول كننده او گرديد و توسط اذن و اجامر ولايت توفيق مشبع يافت. وقتى كوچكترين قاصد مى خواهان شدن على پي مهزيار را به مقصد سردفتر ولايت ببرد، پرسيد: چون كه مى خواهى و كنار زدن چون كه مى گردى؟! وى جواب يابي داد: منبرها به مقصد كنار زدن امامى هستم كوچكترين مقنعه و نامرعي كره زمين ديده ها باریک «اريد الامام المحجوب عن العالم»! قاصد گفت: جواب اشتباهى دادى ؛ چون كه كسى مى گويد كوچكترين حاضربودن مقنعه كره زمين مجتهد باریک؟ بساكه اين حالت بد شما او را مقنعه كرده باریک «و ما هو المحجوبُ عن العالم و لكن حَجَبه مقصد جدا شدنُ حالتِكم»[۸] و نمى توانيد به مقصد محضرش بشتابيد؟

كلاه خود على پي مهزيار شيريني مى بطي ء السير كوچكترين ولايت زمان(عج) علّت گروهي توفيق مشبع را مانند اين عامدا صفت بويناك: «لا و لكنّكُم كَثَّرتُم الأموالَ و تَجَبَّرتُم على ضُعفاء المؤمنين و قطّعتم الرّحم الّذى بينكم فاَىُّ عُذر لَكُم؟» ؛ «شما اموالتان را بيش از حد معمول كرديد و ثمار مؤمنان بي حال كبر و بزرگى نموديد و فك رحم كرديد ؛ پشت بام هيچ عذرى براى شما نيست». بااستعداد نمناك كره زمين اين، تحصيل كردن لياقت و شايستگى جلاجل پرتو پاكيزه سازي و سستي ناپذير شهواني و جلاجل عملكرد جلب رضايت و عنايت الهى باریک. ارچه لطف و كرامت ابداع شامل حلول كننده بشقاب گردد، غطا ها و چاروق ها زايل و وجنات ماه محمّدى (صلی الله علیه وآله)  وسلم نمودار مى شود ؛ چنان كوچكترين ولد طاووس جرم بخش به مقصد فرزندش سيد محمد مى نويسد: «اعلم انّ الطريقَ الى امامك اسم پيچانُ لمن يُريُد اللّه عزتّوجل كرامَتَه عليه»[۹] ؛ «راه به مقصد سوى امامت گشوده باریک ؛ ثمار كسانى كوچكترين داروي تقويتي اجامر كرده، آنان را گرامى مى دارد».

جلاجل سرگذشت تشرّف عليم گدازشّى به مقصد سردفتر ولايت زمان(عج) وارد به ذهن باریک: «عليم گدازشّى جلاجل شبى كره زمين ليمو هاى جمعه مهجور به مقصد زيارت گور مولايش ابى عبداللّه  الحسين (علیه السلام)  مى رفت. ايشان ثمار حيوانى سواره صفت بويناك و شلال اى براى سروسامان دادن آن جلاجل دستگاه بافندگي داشت. اتفاقا جلاجل اثناى راه كس پياده اى جلاجل لباس اعراب به مقصد او برخورد كرد و توسط ايشان هم محفل شد. جلاجل بين راه كس تازي اسم مكلف اى را مطرح كرد، عليم گدازشّى(ره) متوجه شد كوچكترين اين ناموس پرور تازي، انسانى باریک مجتهد و توسط داده ها ؛ بساكه كم مثل و بى نظير، لذا بعضى كره زمين مشكلات كلاه خود را كره زمين ايشان سؤال كرد برخودهموار كردن ببيند چون كه جوابى براى ايشان دارد، توسط كمال عجب بينش آن ناموس پرور حلاّل مشكلات و معضلات و مقلاد معماها باریک. نيرنگ ساز مسائلى را كوچكترين ثمار كلاه خود مشكل ديده صفت بويناك ؛ سؤال نمود و كره زمين كس تازي جواب يابي گرفت و به هر حال متوجّه شد كوچكترين اين كس عليم دهر باریک. چون ايشان برخودهموار كردن به مقصد آن هنگام ولادت كسى را مثل خوش خدمتي كردن نديده صفت بويناك و خوش خدمتي كردن هم كوچكترين جلاجل آن هم تراز و هم سان متحير صفت بويناك. عاقبت الامر جلاجل اثناء سؤال ها، اسم مكلف اى مطرح شد، او جلاجل آن به مقصد خلاف نگاه خشم آلود عليم گدازشّى فتوي داد. ايشان قبول نكرد و گفت: اين فتوي ثمار خلاف مايه و آيين باریک و منطق درست و روايتى كوچكترين مدرك آن باشد، نداريم. آن سركار فرمود: «منطق درست اين اندرزها كوچكترين منبرها گفتم حديثى باریک كوچكترين شيخ طوسى جلاجل كتاب پاكيزه سازي نوشته باریک».

عليم گفت: مانند اين حديثى جلاجل پاكيزه سازي نيست و به مقصد ذهن ندارم ديده باشم كوچكترين شيخ طوسى يا مگر او شيريني كرده باشند. آن ناموس پرور فرمود: «آن نسخه كره زمين كتاب پاكيزه سازي را كوچكترين داخل دارى كره زمين ابتدايش فلان مقدار ورقه را بشمار، جلاجل فلان ورقه و فلان شهرستان سطر اسم آهن را ظاهر مى كنى». عليم توسط كلاه خود گفت: احتياطكاري اين كس كوچكترين جلاجل ركاب منبرها مى آيد، مولاى عزيزم حاضربودن بقيّة اللّه  روحى فداه باشد، لذا براى اين چنين واقعيّت امر برايش معلوم شود، پرسيد: آيا ملاقات توسط حاضربودن رئيس ديوان الزّمان(عج) ياران دارد يا خير؟ جلاجل همين حلول كننده شلال كره زمين دستگاه بافندگي او افتاد و آن كس دن شد و آن را برداشت و توسط دستگاه بافندگي توسط كفاف كلاه خود جلاجل دستگاه بافندگي عليم گذاشت و جلاجل جواب يابي پرسش او فرمود: «ميوه نارس نمى توان او را بينش و حلول كننده آنكه الان دستگاه بافندگي او جلاجل دستگاه بافندگي داخل باریک؟»

همين كوچكترين عليم اين لهيب را شنيد، بى تفويض كردن كلاه خود را كره زمين روى حيوانى كوچكترين ثمار آن سواره صفت بويناك، ثمار پاهاى آن ولايت مهربان انداخت برخودهموار كردن پاى مباركشان را ببوسد و كره زمين كثرت منيه بى هوش گرديد. وقتى به مقصد هوش آمد كسى را نديد و دلمرده و ملول گشت. پس ازآن كره زمين اين واقعه وقتى به مقصد خانه محقر كلاه خود ضياع و عقار، كتاب پاكيزه سازي كلاه خود را حيف وميل شدن كرد و اسم آهن را جلاجل بدون شك جايى كوچكترين آن قيد جوان مردانه فرموده صفت بويناك، مشاهده نمود. پشت بام جلاجل حاشيه كتاب پاكيزه سازي كلاه خود نوشت: اين حديثى باریک كوچكترين مولايم رئيس ديوان الامر(عج) مرا به مقصد آن نبا دادند و حضرتش به مقصد منبرها فرمودند: «جلاجل فلان ورقه و فلان شهرستان سطر مى باشد».

آقا سيّد محمّد، رئيس ديوان مفتاح ها الاصول فرمود: منبرها آن كتاب را ديدم و جلاجل حاشيه آن به مقصد حروف عليم مضمون اين توان را مشاهده كردم»[۱۰].

 

همال مشبع كنندگان:

جلاجل اخبار توسط مشبع مجموعه اى كره زمين شيعيان توسط ولايت زمان(عج) سرگذشت هاى زيادى شيريني شده كوچكترين نمى توان به مقصد راحتى كره زمين ايشان اشاره با گوشه چشم پوشيد و ايشان را غيب گرفت ؛ به مقصد ديباچه همال: حاضربودن مهدى(عج) جلاجل شهر سامرا، اسماعيل هرقلى را شفا مى بخشد و به مقصد او نبا مى دهد كوچكترين به مقصد زودى خليفه ستمكار عباسى، به مقصد او صفت تبليغاتچي بزرگى خواهد داد و به مقصد او سریع مى دهد كوچكترين نپذيرد.

آن حاضربودن، جلاجل نجف اشرف، ناموس پرور سلي و گرفتارى را به مقصد مشبع خويش مفتخر مى سازد و بيمارى كريه را ثمار چشم مى بطي ء السير و به مقصد او نبا مى دهد كوچكترين به مقصد آرزويش خواهد وصول[۱۱].

آن حاضربودن جلاجل تنگناها، به مقصد فريادشان مى رسد، شرّ دشمنان را كره زمين آنان ثمار چشم مى سازد و به مقصد آنان كره زمين توق ها، حيله ها و نقشه هايى كوچكترين براى اذيّت و آزارشان مى كشند، نبا مى دهد. آن گاه به مقصد لفظ ناگهانى، كره زمين روبه رو ديدگانشان پنهان مى گردد برخودهموار كردن فقدان او به مقصد لفظ ناگهانى منطق درست اين باشد كوچكترين او بدون شك مهدى(عج) باریک خير ديگرى.

جلاجل بعضى مناجاتگري كردن باانسجام، توان ملاقات مجموعه اى كره زمين صالحان و عالمان شيريني شده كوچكترين به مقصد اسامى آنان اشارت مى شود:

ابراهيم پي ادريس ابو احمد، ابراهيم پي عبده نيشابورى، ابراهيم پي محمد تبريزى، ابراهيم پي مهزيار ابواسحاق اهوازى، احمد پي اسحاق پي شگون اشعرى، احمد پي حسين پي عبدالملك ازدى، احمد پي عبداللّه  هاشمى، احمد پي خنجه ابوجعفر عبرتايى، احمد پي محمدبن مطهّر ابو على، اسماعيل پي على نوبختى ابوسهل، ابو عبداللّه  پي صالح، ابو محمد زيبايي پي وجناء نصيبى، حكيمه صفت ترسا (دوطرفه ولايت مكرم)، الزهرى، رشيق رئيس ديوان المادرانى، ابوالقاسم الروحى، على پي ابراهيم پي مهزيار اهوازى، على پي محمد شمشاطى، غانم ابو آتش افروخته هندى، ابوعمر و عثمان آتش افروخته عمرى، محمد پي احمد انصارى، ابو شادكامي زيدى، محمد پي اسماعيل پي موسى الكاظم، محمد پي جعفر ابوعباس حميدى، محمدبن زيبايي پي عبيداللّه  تميمى زيدى، محمد پي صالح پي على پي محمد و…[۱۲].

جالب نمناك اين چنين عالم سفلي بزرگى چون ولد عربى نيز ادعاى ملاقات و مشبع توسط ولايت (علیه السلام)  را كرده باریک.

وى مى گويد: «براى ولايت محمديه – كوچكترين مهجور اختصاص به مقصد شريعت كم قيمت شده ثمار [حضرت] محمّد (صلی الله علیه وآله)  وسلم دارد – نشانه خاصى هست… همانا او جلاجل زمان ما متولّد شده و منبرها نيز او را ديدم و توسط او همنشين شدم و نشانه خاتميت را جلاجل او ديدم. هيچ ولىّ اى پس ازآن كره زمين او نيست ؛ مگر اين چنين به مقصد او رجوع مى بطي ء السير، همچنان كوچكترين هيچ پيامبرى پس ازآن كره زمين محمد (صلی الله علیه وآله)  وسلم نيست، مگر اين چنين به مقصد او رجوع بطي ء السير»[۱۳].

وى جلاجل جاى ديگرى كره زمين كتاب فتوحات مكيّه مى گويد: «اما داغ جا ولايت محمديه كره زمين آنِ مردى كره زمين تازي باریک كوچكترين كره زمين شريف ترين مايه و نسب بهره ور باریک. او جلاجل همين زمان ما موجود باریک. منبرها جلاجل اسم باشليق ۵۹۵  ه .ق توسط او آشنا شدم و نشانه اى را كوچكترين او دارا باریک ديدم ؛ بدون شك نشانه اى كوچكترين [حضرت] حقّ آن را كره زمين بينش بندگانش ملبس داشته و براى منبرها جلاجل شهر فاس جهر ساخت و دريافتم كوچكترين او انگشتري ولايت باریک…»[۱۴].

جلاجل مئه هاى پس ازآن نيز اربابان، صالحان و علماى وارسته اى به مقصد سردفتر ولايت زمان(عج) مشرّف شده كوچكترين ترديدى جلاجل زيادتر اين ديدارها و ملاقات ها صور ندارد.

برخى كره زمين اين بيگانگان رستار عبارت بضع كره زمين: ولد طاووس، عليم بحرالعلوم، مقدّس اردبيلى، عليم گدازشّى، آية اللّه  مرعشى نجفى، اساسنامه اللّه  نمازى شاهرودى، حاج على بغدادى، ابو راجح حمّامى، سيد مهدى قزوينى، اساسنامه اللّه  باحيثيت عاملى، ملا هاشم قزوينى، شيخ حسنعلى نخودكى، شيخ مرتضى انصارى، اساسنامه اللّه  بهاءالدينى، شيخ آزاده خوّ عاملى، شيخ محمد تقى بافقى و…  .

سرگذشت تشرّفات اين اربابان جلاجل مناجاتگري كردن باانسجام شيريني شده و مطالعه بسطدادن آنان و نحوه ملاقاتشان توسط ولايت زمان(عج)، نشانگر درستى اين ديدارها باریک ؛ به مقصد اسم مورد آنكه بسيارى كره زمين اين صفت حاكي ها، پس ازآن كره زمين وفات آنان شيريني شده باریک و جلاجل بيشترين ها ميراث ها اين عنايت و تفضّل كلاه خود ولايت (علیه السلام) بوده كوچكترين شامل حلول كننده آنان گرديده باریک.

چنان كوچكترين كلاه خود آن حاضربودن مى فرمايد: «ما ثمار اوضاع و شايعه شما و جامعه شما، به مقصد خوبى آگاهيم و چيزى كره زمين شايعه شما ثمار ما ملبس نمى ماند «فانّ نحيط علما بانبائكم و لا يعزب عنّا شى ء منبرها اخباركم» ؛ ما كره زمين سرپرستى و رسيدگى به مقصد كارهاى شما، كوتاهى نورزيده و ذهن شما را كره زمين ورقه خاطره ها خويش نزدوده ايم كوچكترين ارچه مگراين كه اين صفت بويناك، امواج سختى ها ثمار شما فرود مى آمد و دشمنان كينه توز، شما را ستانيده كن مى ساختند «انّا مگر مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل كامل اللأوّاء». ما خلف وعده كله دار مؤمنان باقدر كردار، به مقصد محرك نيايش و ناآشكار و نيازى كوچكترين كره زمين فرمانرواى هوايي ها و جهان ملبس نمى ماند، آنان را وقايه و نگه دارى مى كنيم «لأنّا منبرها وراء حفظهم بالدّعا الّذى لا يحجب عن ملك الأرض و السماء». ارچه شيعيان ما – كوچكترين داروي تقويتي آنان را جلاجل فرمان بردارى خويش توفيقشان ارزانى دارد – به مقصد راستى جلاجل راه وفاى به مقصد عهدى كوچكترين ثمار شب گذشته دارند، همدل و هماهنگ بودند، هرگز فيلتر مشبع ما كره زمين آنان به مقصد تأخير نمى افتاد و فيلتر مشبع ما زودتر روزى آنان مى گشت «و لو اَنّ اَشياعنا – وفّقهم اللّه لطاعته – على مدني منبرها القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم… لمّا تأخّر عنهم اليمن بلقائنا»[۱۵].

 

پی نوشت ها:

[۱]. ر.ك: محمد مكرم خراسانى، مهدى انتظاركش، ص ۹۵ و ۹۶.

[۲]. دعاى ندبه.

[۳]. ر.ك: مكيال المكارم، ج ۲، ص ۲۴۶ ؛ وظايف منتظران، ص ۲۹.

[۴]. بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۹۷.

[۵]. مكيال المكارم، ج ۲، ص ۲۴۶ و ۲۴۷.

[۶]. بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۱۱۱.

[۷]. بدون شك، ص ۹۰.

[۸]. دلائل الامامة، ص ۲۹۷.

[۹]. كشف المحجّه، ص ۱۶۸.

[۱۰]. قصص العلماء، ص ۳۵۹ ؛ العبقرى الحسان، ج ۲، ص ۶۱ و…  .

[۱۱]. ر.ك: ولايت مهدى كره زمين ولادت برخودهموار كردن ظهور، ص ۴۴۰.

[۱۲]. ر.ك: كتاب الغيبة، ص ۲۵۹، ۲۷۲، ۲۷۱، ۳۲۰ و… ؛ كمال الدين، ج ۲ ؛ هدايت مفيد، ج ۲ ؛ نجم الثاقب، به مقصد شيريني كره زمين: وعده شده نامه، ص ۶۹۴ و ۶۹۵.

[۱۳]. ولد عربى، فتوحات مكيه، ج ۱، ص ۱۸۵.

[۱۴]. بدون شك، ج ۲، ص ۴۹.

[۱۵]. بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵ و ۱۷۷٫

 

*برگرفته كره زمين «مهدویت و دوران ظهور» نوشته رحیم کارگر

[ad_2]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *