خانه / اخبار مهدویت / شیوه ولايت همداستاني(ع) در عوض صفت به خاطرسپردني مهدویت و ترویج توقف

شیوه ولايت همداستاني(ع) در عوض صفت به خاطرسپردني مهدویت و ترویج توقف

[ad_1]

 

  پشت بام كره زمين پردل وجرات ولايت موسی کاظم(ع) جلاجل اسم باشليق ۱۸۳ هـ. ق، عواملی دستگاه بافندگي به مقصد دستگاه بافندگي هم داد مادام مجموعه ای، ایشان را اخیر ولايت و قائم و مهدی بدانند و ثمار این ازاصل، ثمار ایشان توقف نمایند و امامت ولايت همداستاني(ع) و سایر امامان نجيب پشت بام كره زمين ایشان را نپذیرند. توقف کنندگان ثمار ولايت کاظم(ع)، كلاه خود به مقصد رديف نظامي هایی تقسیم شدند که جلاجل مواردی چون چگونگی رحلت و غیبت و ظهور و قیام آن ولايت توسط هم مبانيت داشتند. نکته بااستعداد آنکه مسألۀ توقف ثمار ولايت کاظم(ع)، توسط مجموعه ای كره زمين دمسازان برجسته و وکلای آن حاضربودن(ع) ترویج می شد و توسط توجه به مقصد اینکه مبلغان آن، كره زمين جایگاه علمی و اجتماعی بالایی جلاجل میان شیعیان كام روا بودند، مشکلات فراوانی را در عوض جامعۀ شیعه به مقصد صور آوردند.

جلاجل این میان نحوۀ مبارزه و برخورد ولايت همداستاني(ع) توسط واقفیان و افکار و كلامي و حالت آنان بسیار جالب و راهگشای منتظران جلاجل آشوب به پا كردن های آخرالزمان باریک مادام راه را گم نکنند و كره زمين ولايت غایب(عج) مسافر نگیرند.

كره زمين این رو، جلاجل ذیل به مقصد شماری كره زمين شیوه های حاضربودن ثامن الحجج(ع) جلاجل مبارزه توسط واقفیه اشاعت می شود.

 

جايگاهها و جواب های ولايت همداستاني(ع) به مقصد واقـفیه

 

دقـت جلاجل روایـات و شرح احوال های رسیده، اثر داغ می دهد که ولايت همداستاني(ع)، علاوه ثمار ایـن که جلاجل دوران محضر جلاجل مدینه، به مقصد پاسخگویی و مبارزه توسط فرقة واقفیه می تاديه شده باریک، حتی جلاجل مسیر راه كلاه خود كره زمين مدینه به مقصد مرو و هـمچنین جلاجل خـود مـرو نیز به مقصد این بااستعداد توجه داشته باریک. گواهي نامه ثمار این گـفته روایـتی باریک که تعبیر می کند که جلاجل مسیر راه مذکور، شخصی به مقصد غيرماذون جعفر پي محمد نوفلی ظن واقـفیه مـبنی بـر بيدين وجود داشتن ولايت کاظم(ع) را تعبیر می کند و ولايت(ع) پشت بام كره زمين دروغ شمردن نامیدن و نفس ايشان، بـه ارائه پاسـخ مـی پردازد (طبرسی، ۱۴۱۷: ۲/۵۹). گزارشی كره زمين زيبايي پي علی وشاء صور دارد که اثر داغ می دهد که ولايت جلاجل مرو، هـم بـه مـسأله واقفه توجه داشته باریک. سيني این نبا، ولايت(ع)، زيبايي پي علی وشّاء را به مقصد مـرو خـوانده، اجمال علی پي ابی رشاد بطائنی جلاجل آن دوال و چگونگی احوالاتش جلاجل گور را به مقصد داده ها اوی رسانده باریک (ابـن شـهر آشـوب، بی مادام: Four/337)

 

 

مـواضع و مبارزات ولايت جلاجل مواجه نزد این طريقه ها، به مقصد مقام ها و ميراث ها زیر دايگي تقسیم بندی اسـت:

 

۱-نـامه نگاری و مـکاتبه

۲-جواب به مقصد شبهات (جلاجل شکل مناظره و مکاتبه)

Three-پاکسازیِ احادیث كره زمين جعل و تحریف

Four-معرفی ماهیت واقفیان و تعبیر عـاقبت آنـان

۵-تـحریم اجتماعی و اقتصادی واقفیان

۶-باروح نفس و نفرین آرامش طلب وام گذاردن واقفیان

۷-ارائه کرامات علمی

 

  1. نامه نگاری و مـکاتبه

 

امـام همداستاني(ع) نامه هایی را به مقصد سران اولیه واگذاري یعنی علی پي ابـی رشاد بـطائنی و زیاد پي مروان قندی و عثمان پي عیسی رواسی نوشت و به مقصد ايشان دسـتور داد تـا اموال ابوي بزرگوارش را به مقصد او تحویل دهند. هرچند سـران وقـف امـوال را برنگرداندند و منکر موت ولايت کاظم(ع) شدند ولی امـام(ع) بـا جواب های شيوا و قاطع كلاه خود، دليل را ثمار آنان جمعناتمام انجام بده (ر.ک: وفاخواه، ۱۴۰۴: ۲/۱۰۴؛ طوسی ۶۵:۱۴۱۱) و ایضاً ایـن نـامه های ولايت و گروهي فرمانبری وکلا، بـاعث بـی تعادل كشته شدن وکـلا و نـیز بـاعث شناسایی و تمایز پیروان و یاران ولايت رضـا(ع) – کـه آدم كردن زنجیره شیعیان اثنی عشری كره زمين بین آنان صفت بويناك – كره زمين واقفیان می آشکارایی.

 

۲- جواب بـه شـبهات (جلاجل شکل مناظره و مکاتبه)

 

شماری كره زمين شبهات واقـفیه حسب معمولً جلاجل شکل مناظره و گفتگو و نیز مکاتبه و نامه نگاری اعمال می شد. اولین و مـهم ترین شـبهه ای که واقفیان ایجاد کردند و بـه آن دامـن مـی زدند، مسأله بيدين بـودن امـام هفتم (ع) و جلاجل نتیجه مهدویت آن حـضرت(ع) بـود که چنان که كلام شد، به مقصد كنار زدن این ظن اولیه، شبهات افزونتر نیز مـطرح مـی شد. ولايت همداستاني (ع) به مقصد مناسبات مختلف، مـسئله زنـده وجود داشتن ابوي بـزرگوارش را رد کـرده، تـأکید کردند که آن حاضربودن(ع) نـیز همسايگي پدرانش كره زمين کیهان رفته و میراثش تقسیم شده باریک و همسرانش ازدواج کرده بضع و مسلّماً ارچه بيدين می صفت بويناك، مـیراثش تـقسیم نمی آشکارایی و زنانش ازدواج نمی کردند (در عوض همال ر.ک: ۱۴۰۴: ۲/۱۰۴؛ طـبرسی ۱۴۱۷: ۲/۵۹؛ طـوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۷۴-۷۷۳).

 

جلاجل مـورد مـسئله مـهدویت نیز ولايت رضـا(ع) جلاجل آدم كردن احادیث وارده كره زمين پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع)، قائم را چهارمین ابن كلاه خود خواند (وفاخواه، ۳۷۲:۱۴۰۵) و بدین ترتیب خير فرد مـسأله مـهدویت خـود را که سؤال شماری كره زمين بيگانگان صفت بويناك (وفاخواه، ۱۴۰۵: ۳۷۰ )، رد کـرد بـلکه مـهدویت پدرش را نـیز رد نـمود.

 

هـمچنین احادیث فراوان ولايت همداستاني(ع) جلاجل باروح اسم مكلف امامت و اهمیت آن، علاوه ثمار این که غطا كره زمين ناآرامي موجود جلاجل آن زمان جلاجل باروح این امر برمی دارد، اثر داغ كره زمين فعالیت عمیق واقفیه جلاجل این راستا دارد که امـام جلاجل موقعیت های مختلف، آن را تعبیر می کند و ثمار آن تأکید می ورزد. چنان که كره زمين محمد پي عیسی یقطینی روایت شده که اوی كلام باریک زمانی که مردم جلاجل باروح امامت ولايت همداستاني(ع) دستخوش مبانيت شده بـودند، مـسائلی را که كره زمين آن حاضربودن(ع) سؤال شد و آن حاضربودن(ع) بدانها جواب داده صفت بويناك گرد آوردم، به مقصد پانزده هزار مسأله رسید (طوسی، ۷۳:۱۴۱۱). این كلام، اثر داغ دهنده وسعت و نكراء ناآرامي واقفیه باریک که ولايت این نوع بـا آن درگـیر بوده باریک و نیز اثر داغ دهنده اهمیت مسأله باریک که باعث شده ولايت(ع) هنگام ولادت بیحد در عوض آن محض اين كه نماید.

 

واجب شده به مقصد ذکر باریک جلاجل نتیجه این مذاکرات و گـفتگوها، افـرادی به مقصد حق و حقیقت رهنمون شـده، جلاجل صـراط مستقیم آرامش طلب گرفتند. در عوض همال حسین پي بشار می گوید که پشت بام كره زمين رحلت ولايت کاظم(ع)، جلاجل حالی که باوري به مقصد موت ولايت کاظم(ع) و امامت ولايت همداستاني(ع) نـداشته، بـه نزد ولايت همداستاني(ع) رفـته و پشت بام كره زمين گـفتگو توسط ولايت، به مقصد موت ولايت کاظم(ع) و امامت ولايت همداستاني(ع) معتقد شده باریک (طوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۴۷-۷۴۶). و بدین ترتیب ظن حیات ولايت کاظم(ع) كره زمين او رفع گردیده باریک.

 

Three- پاکسازیِ احادیث كره زمين جعل و تحریف

 

۱- كره زمين ولد قیاما صیرفی حمل شـده که كره زمين ولايت همداستاني(ع) جلاجل باروح ابوي بزرگوارش پرسید. ولايت(ع) جلاجل جواب او فرمود: «كره زمين کیهان رفـت، هـمان طـور که پدرانش كره زمين کیهان رفتند». ولد قیاما گفت: پشت بام توسط این حدیثی که یعقوب پي شعیب كره زمين ابوبصیر حمل کـرده، چـه کنم؟ که ولايت صادق(ع) فرموده که: «ارچه کسی نبا اجمال این فرزندم را به مقصد شـما داد و گـفت کـه او وفات یافت و کفن شد و به مقصد خاکش سپردند و دستانش را به مقصد نشانه پایان کار تدفین ثمار هـم زد، باور نکنید». ولايت(ع) فرمود: ابوبصیر دروغ باف گفت، ولايت صادق(ع) این نوع به مقصد او نفرموده بـود، بلکه فرموده صفت بويناك: «اگـر کـسی نبا موت رئيس ديوان هذا الامر (ولايت دوازدهم) را در عوض شما آورد، باور نکنید.» (طوسی،۱۴۰۴: ۲/۷۷۳).[۶]

 

۲- حمل شده که علی پي ابی رشاد بطائنی (در عوض انکار امامت ولايت همداستاني(ع)) به مقصد آن حاضربودن(ع) گفت: روایت داریم که امـام مادام جانشینش را نبیند، كره زمين کیهان نمی رود. ولايت همداستاني(ع) روایت را بدان نوع که ولد ابی رشاد حمل کرده صفت بويناك، رد نمود و کلمة «الا القائم» را به مقصد روایت افزود، یعنی ولايت مادام جانشینش را نبیند، نمی میرد مگر قائم. عـلی بـن ابی رشاد گفت: آره، به مقصد پروردن چنین چیزی جلاجل روایت هست. پشت بام ولايت(ع) به مقصد او فرمود: «وای ثمار داخل! به چه طريق جرأت کردی، به مقصد روایت تحریف شده برایم اسب باركش کنی؟» آن وقت ولايت به مقصد علی پي ابی رشاد چـنین هـشدار داد که: «ای پیرمرد! كره زمين پروردن بترس و كره زمين کسانی که مانع دین پروردن هستند، نباش» (طوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۶۴-۷۶۳).

 

Four-معرفی ماهیت واقفیان و تعبیر فرجه آنان

 

كره زمين افزونتر جايگاهها ولايت همداستاني(ع)، معرفی عذار واقعی واقفیان و تعبیر فرجه و سـرانجام آنـان صفت بويناك که این باروح ضربه محکمی ثمار تعادل و پيشينه شایسته شماری سران واگذاري واصل می انجام بده. چنانکه كلام شد، سران واگذاري که حسب معمولً كره زمين وکلا بودند، در عوض اعمال اموری كره زمين يكباره پاسخگویی بـه مـردم جلاجل غـیاب ولايت و جمهور آوری وجوهات در عوض امـام، جلاجل شـهرهای پيرامون كره زمين ائمـه مثل کوفه و کشورمصر مستقر بودند و قاعدتاً مردم این شهرها هم به مقصد این وکلا و نمایندگان ائمه اعتماد داشتند و شاید جلاجل وهله اولا، گفتاري آنـان جلاجل بـاب مـهدویت ولايت کاظم(ع) را پذیرفته یا به مقصد تردید افتاده بـاشند؛ ولی سـخنانِ محکم و قاطع ولايت همداستاني(ع) که غطا كره زمين ماهیت واقعی آنان برمی داشت، می توانسته راهگشای بسیار نیکویی در عوض مردم آن سرزمین ها بوده باشد و آنـان را كره زمين گـمراهی و افـتادن جلاجل نژنگ واقفیان مصون بدارد. جلاجل آدم كردن شماری كره زمين مواردی را که ولايت بـه معرفی واقفیان و یا تعبیر فرجه آنان تاديه شده، حمل می کنیم.

 

۱-ولايت همداستاني(ع) جلاجل جواب نامه علی پي عبدالله زبیری کـه جلاجل نـامه اش كره زمين واقـفیه سؤال کرده صفت بويناك، نوشت: «الواقف عاندٌ عن الحق و مقیمٌ علی سـیئةٍ ان مات بها کانت دوزخ مأواه و بئس المصیر» (طوسی،۲:۱۴۰۴/ ۷۵۶-۷۵۵)؛ واقفی ستیزه جرقه و معاند حق و پایدار ثمار گناه اسـت و اگـر واقـفی توسط این عقیده بمیرد، جایگاهش دوزخ باریک و دوزخ بد جایگاهی باریک.

 

۲-امـام رضـا(ع) واقـفیان را که ثمار امامت ولايت موسی پي جعفر(ع) توقف کرده و معتقد بودند که آن حاضربودن(ع) كره زمين دنـیا نـرفته، دروغـگو و حتی کافر خواند. عبارات ولايت به مقصد آرامش طلب زیر باریک: «لعنهم الله ما أشد کذبهم…» (طـوسی،۲:۱۴۰۴/ ۷۵۹)؛ خـدا ايشان را لعنت کند چقدر دروغگویی آنان، شدید باریک. «کذبوا و هم کفار بما أنـزل الله عـزوجل عـلی محمّد صلی الله علیه و عقاب،. ..»؛ آنان دروغ باف كلام بضع و به مقصد آنچه که داروي تقويتي ثمار پیامبر(ص) كم قيمت کـرده، کـافر شده بضع. درصورتي كه حيف وميل شدن می شود، جلاجل این مكان ولايت واقفیان را کافر به مقصد آنچه پیامبر(ص) كره زمين جـانب خـداوند مـتعال آورده، معرفی می نماید. سيني آنچه حمل شده باریک پیامبر اکرم(ص) بارها جانشینان و ائمه پشت بام كره زمين كلاه خود را مـعرفی کـرده بضع (در عوض همال ر.ک: نعمانی، ۱۰۷-۱۰۴؛ وفاخواه، ۱۴۰۵: ۲۵۹ -۲۵۶). جلاجل حدیث لوح، اسامی ائمه به مقصد وضوح وارد به ذهن اسـت ( ر.ک: طـوسی، ۱۴۱۱: ۱۴۶-۱۴۳ جلاجل قـسمتی كره زمين لوح چنین وارد به ذهن باریک که: «إن المکذب بالثامن مکذب بکل أولیائی…»؛ همانا کسی که پیشوای هشتم را انـکار کـند، هـمه اولیایم را انکار و تکذیب کرده باریک. ر.ک: طوسی،۱۴۱۱: ۱۴۵). توسط توجه به مقصد این که طـبق نـظر شیعه، ائمه كره زمين جانب پروردن و به مقصد ولی پیامبر (ص) و ائمه ما قبل كلاه خود معرفی می شود، پشت بام معنای واگذاري بـر امـامی كره زمين امامان شیعه قبل كره زمين دوازدهم آنان، به مقصد معنای اختلاط كردن توسط امر پروردگار و جلاجل نـتیجه کـفر آنان می باشد.

 

Three-ولايت همداستاني (ع) جلاجل جایی توسط رساندن نـمونه هایی عـینی، ابـن ابی رشاد را دروغ شمردن خواند و توسط تبیین واضح و آشـکار خـویش، غطا كره زمين عذار واقعی اوی و جلاجل واقع همه واقفیان برداشت. حمل شده باریک که ولايت جلاجل باروح ابـن ابـی رشاد فرمود: «آیا اوی بدون شك فـردی نـیست که روایـت مـی انجام بده، سـر مهدی عباسی به مقصد عیسی پي مـوسی هـمدم سفیانی، هدیه شد و گفت که أباابراهیم (ولايت کاظم(ع)) مادام هشت ماه دیـگر بـرمی گردد، آیا دروغ باف اوی ثمار آنان آشکار نـگشته باریک؟ ( طوسی،۱۴۱۱: ۷۰ -۶۹ ) عبارت حمل شـده كره زمين امـام این نوع باریک: «أ لیس هـو الذی یـروی أن رأس المهدی یهدی إلی عیسی پي موسی، و هو رئيس ديوان السفیانی. و قال: إن اباإبراهیم عـلیه السـلام یعود إلی ثمانیة أشهر، فـما اسـتبان لهـم کذبه؟»). این روایت، نـشانگر آن اسـت که پشت بام كره زمين رحلت ولايت مـوسی بـن جعفر(ع)، علی پي ابی رشاد ادعا کرده که ولايت کاظم(ع) مادام هشت ماه افزونتر بـاز مـی گردد و شاید ولايت جلاجل این مكان توسط رساندن نـمونه هایی، بـه همه واقـفیانی کـه نـه كره زمين كله دار لجاجت بلکه كره زمين روی اشـتباه و سردرگمی به مقصد باند واقفیان پیوسته بودند، این آگهی را می دهد که علی پي ابی رشاد که یـکی كره زمين پایـه گذاران و مهتر ترین سران واگذاري بوده، توسط ثـابت شـدنِ خـلاف گـفته اش، ایـن نوع دروغش آشـکار شـده باریک، پشت بام ارچه واقعاً كره زمين كله دار نادانی و گروهي عناد به مقصد آن سمت رفته بضع، به مقصد درم گزين مستقیم بازگردند.

 

Four-ولايت هـمچنین جلاجل روایـتی دیـگر، پشت بام كره زمين نفس علی پي ابی رشاد، اوی را جلاجل طي سخنانش، مـلعون مـشرک خـواند و نـزول آیـة شـریفه یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ (سرزنش شدن، ۳۲). را جلاجل حق اوی و امثال او حالی کمک او می خواهان شدن که فروغ لمعان پروردن را سربه زير سازد (طوسی، ۷۰:۱۴۱۱)

 

۵-جلاجل روایتی وارد به ذهن که ولايت همداستاني(ع) فرمود: «حمزة پي بـزیع شقاوتمند چون كه انجام بده؟… فردا اینان جلاجل شک و تردید به مقصد كله دار می برند و فردا جلاجل حلول كننده کفر كره زمين کیهان خواهند رفت » (طوسی، ۱۴۱۱: ۶۹-۶۸).

 

۶- ولايت، واقفه را مصداق آیات: مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِیـنَ خـَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً (احزاب، ۶۱ و۶۲ )[۷] خواند و جلاجل آدم كردن فرمود: «والله إِن الله لا یبدلها حتی یقتلوا عن آخرهم» (ولد شهر ازدحام، بی مادام: Four/331)؛ یعنی به مقصد پروردن نوفه که همانا داروي تقويتي صحنهّتش را تـغییر نـمی دهد مادام آخرینشان کشته شوند.

 

۷-ولايت همداستاني(ع) زندگی واقفیان را جلاجل سرگردانی و حیرت، مرگشان را چون زندیق ها حالی (طوسی ۱۴۰۴: ۲/ ۷۵۶ ، ۷۶۲ -۷۶۱). و عاقبت الامر ولايت، واقفیان را کافر، مشرک و زندیق خواند.

 

Eight-جلاجل مـورد عـاقبت و عقبه واقفیان، جلاجل ميراث ها قبلی بـه روایـاتی اشاعت شد و مامّا جلاجل آدم كردن و پایان آن روایات، روایتی جلاجل باروح چگونگی زنده سازي علی پي ابی رشاد را پشت بام كره زمين اجمال و جلاجل گور می آوریم. حمل شده که ولايت همداستاني (ع) فرموده باریک کـه وقـتی علی پي ابی رشاد داخـل قـبر نهادن شده و كره زمين او جلاجل باروح امامانش سؤال شده باریک، اوی مادام ولايت کاظم(ع) را شمرده و نتوانسته آدم كردن دهد و ملائکه ضربه ای ثمار كله دار او ضربت ديده بضع که كره زمين آن ضربه، قبرش مادام دوال قیامت، آذريون گرفته باریک (ولد شهر آشـوب، بـی مادام: Four/337 ایضاً ر.ک: طوسی۱۴۰۴: ۲/۷۴۲-۷۰۶و ۷۰۵).

 

۵-تحریم اجتماعی و اقتصادی واقفیان

 

ولايت، دمسازان و یاران كلاه خود را كره زمين همدمي توسط واقفیه و نیز وام گذاردن زکات به مقصد آنان نهي كردن می نماید و درصورتي كه خواهد آمد، جلاجل این مكان نیز به مقصد ذکر ماهیت و اعتقادات بـاطل آنـان اشاعت مـی کند. به مقصد طوری که وقتی یونس پي یعقوب كره زمين ولايت درزمينه وام گذاري زکات به مقصد آنان (واقفیه) می پرسد، ولايت مـی فرماید: «لا تعطهم فانهم کفار مشرکون زنادقة» (طوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۵۶). به مقصد آنان زکات نده، زیـرا کـه آنـان كره زمين کافران، مشرکان و زنادقه هستند. جلاجل باروح همدمي و معاشرت كردن توسط واقفیه، محمد پي عاصم حمل می کند که ولايت رضـا( ع) او را مـورد جرم بخش آرامش طلب داد و فرمود: «ای محمد پي عاصم! به مقصد منبرها نبا رسیده که داخل بـا واقـفه، مـجالست داری؟» محمد پي عاصم جلاجل آدم كردن می گوید: «ناموس کردم: آره، فدایت مصابرت. توسط ايشان معاشرت كردن دارم ولی پرخيده بـا ايشان هستم. » و ولايت می فرماید: «توسط آنان معاشرت كردن نداشته باش کمک داروي تقويتي عزوجل مـی فرماید: آیا جلاجل کتاب پروردن بـر شـما كم قيمت شده که ارچه آیات پروردن را شنیدید، به مقصد آن کفر ورزیده و آن را به مقصد مسخره بگیرید؟ پشت بام (ای مؤمنان) توسط این رديف نظامي (مذکور) ننشینید مادام جلاجل حدیث و كلام دیگری واصل شوند، و ارچه توسط آنان همنشین شوید، شما نـیز مثل آنان خواهید صفت بويناك. و جلاجل این مكان منظور كره زمين آیات، اوصیاء و امامانی هستند که واقفه به مقصد آنان کفر ورزیده و کافر شده بضع.» (طوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۵۸-۷۵۷).

 

جلاجل باروح نكراء عمل ولايت(ع) جلاجل مقابل واقفیان، حمل شده که ولايت(ع) بـه یـحیی پي مبارک امر می کند مادام می تواند توسط واقفیان دشمنی ورزد. ( طوسی، ۲:۱۴۰۴ /۷۶۲) حكماً دايگي توجه باریک که نكراء عمل ولايت، چشم نواز توسط نكراء كار بزرگ واقفیان بوده باریک. چون ايشان ازاصل امامت و تـشیع امـامی را تيرخور آرامش طلب داده بودند.

 

۶- باروح نفس و نفرین آرامش طلب وام گذاردن واقفیان

 

ولايت همداستاني(ع) بارها واقفیه را باروح نفس آرامش طلب داده که به مقصد مواردی كره زمين آن قبلاً اشاعت شد و اینک به مقصد تا چه وقت روایت که حاوی نفرین های امـام بـر واقفیه باریک، اشاعت می کنیم.

 

۱-جلاجل روایتی كره زمين محمد پي فضیل وارد به ذهن که اوی به مقصد ولايت ناموس انجام بده که ما روایت می کنیم که شما فرموده اید به مقصد ولد مهران که پروردن فروغ لمعان را كره زمين قلبش بـبرد و فـقر را بـه كاشانه اش بیاورد. پشت بام ولايت كره زمين چگونگی حـالش (ابـن مـهران ) پرسید و آن كس گفت: ای مولای منبرها! حلول كنندهِ بدترین گرفتاران را دارد به مقصد طوری که حسین که جلاجل بغداد باریک، (كره زمين نكراء تنگ راه) نمی تواند به مقصد زيارت كعبه عـمره بـرود ( طـوسی،۱۴۰۴: ۲/۷۰۶ ).

 

۲-یکی كره زمين یاران ولايت طی نامه ای كره زمين آن حاضربودن، جلاجل باروح نـفرین بـر واقفه جلاجل قنوت نمازش می پرسد و ولايت این اجازه را به مقصد او می دهد ( طوسی، ۱۴۰۴: ۲/۷۶۲).

 

Three-حمل شده باریک که ولايت، ابوسعید مکاری را نفرین کـرد و بـه او فـرمود: «ما لک اطفأ الله نورک و ادخل الفقر بیتک…لا اخا لک گردن گيري منی و لسـت منبرها غنمی…» (ولد شهر ازدحام، بی مادام: Four/348)؛ «پروردن نورت را سربه زير گرداند و تنگ راه را به مقصد كاشانه ات بیاورد… بی برادروار شوی، تـو كره زمين گـروه مـن نیستی…. » ولد شهر ازدحام جلاجل آدم كردن می گوید: ابوسعید مکاری که جلاجل ابـتدا كره زمين کـوردلان صفت بويناك، اشاره با گوشه چشم كله دار را نیز كره زمين دستگاه بافندگي داده و کورچشم نیز گشت.

 

۷-ارائه کرامات علمی

 

کرامات آن حاضربودن(ع)، مجموعه زیادی كره زمين واقـفیان را بـه مـسیر اصلی هدایت انجام بده. شایان ذکر باریک که کرامات و حتّی افزونتر جايگاهها امـام، بـرای واقـفیانی مؤثر واقع می شد که واقعاً كره زمين روی ناآگاهی و فروسو تأثیر افزونتر بيگانگان شوك، جلاجل ولايت زمان خـویش دچـار شـک و تردید شده بودند، خير کسانی که آگاهانه و به مقصد خاطره ها منوي ها مادی و دنیوی و نشيم و مـقام بـه این راه رفته بودند. چريدن که بیدار وزیر هاِ فرد نوم، بسی آسايش خواه نمناك كره زمين کـسی اسـت کـه كلاه خود را به مقصد نوم ضربت ديده باشد. كره زمين يكباره واقفیانی که توسط دیدن آثار و کراماتی كره زمين ولايت، دستگاه بافندگي كره زمين تـوقف کـشیده و به مقصد امامت ولايت همداستاني(ع) معتقد شدند عبارت بودند كره زمين عبدالرحمن پي زيارت كعبهّاج، رفاعة بـن مـوسی، یـونس پي یعقوب، جمیل پي دراج، حماد پي عیسی، احمد پي محمد پي أبی نصر، زيبايي بـن عـلی وشاء (طوسی، ۷۱:۱۴۱۱).

 

و مامّا تفصیل و گزارش ها جلاجل باروح چگونگی عقب گرد شماری كره زمين اینان بدین قـرار اسـت:

 

۱-احـمد پي محمد پي ابی نصر بزنطی:

 

بزنطی یکی كره زمين واقفیانی صفت بويناك که پشت بام كره زمين دیدن آثار و کراماتی كره زمين ولايت رضـا(ع) جلاجل راه راسـت و نـجات و جلاجل ردیف بهترین یاران ولايت(ع) آرامش طلب می گیرد. كلاه خود اوی می گوید: منبرها كره زمين کسانی بودم کـه جلاجل امـامت ولايت کاظم(ع) توقف کرده و جلاجل امامت ولايت همداستاني(ع) شک داشتم، پشت بام نامه ای به مقصد او نوشتم و مسائلی را كره زمين او پرسیدم ولی بااستعداد ترین مـسائل خـود را فراموش کردم. ولايت(ع) جواب جمعناتمام اسم مكلف ها را فرستاد و فرمود: «بااستعداد ترین هم سر كلاه خود را فـراموش کـردی». پشت بام امامت ایشان را قبول کردم (راوندی، بی مادام: ۲/۶۶۲؛ هـمچنین ر.ک: صـدوق۱۴۰۴: ۱/۲۲۹؛ طـوسی، ۱۴۱۱: ۷۲-۷۱).

 

۲-زيبايي پي علی وشاء

 

اوی می گوید که بـرای تـجارت به مقصد زخمي شدن رفتم. وقتی به مقصد آنجا واصل شدم، ولايت همداستاني(ع) شخصی را به مقصد نزد مـن فـرستاد و ايران زمين ای کتانی – که میان لبـاس هایم بـود و منبرها كره زمين آن بـی داده ها بـودم – را كره زمين مـن طلبید. به مقصد فرستاده حاضربودن(ع) گفتم: آنـچه را کـه می خواهی هم محفل منبرها نیست. فرستاده، خدمتگزاري ولايت(ع) رفت و آن وقت مال و مكنت و نشانه و عـلامت آن را کـه جلاجل فلان سله باریک، تعبیر انجام بده و مـن به مقصد جستجوی آن پرداختم و هـمان طـور که ولايت(ع) فرموده صفت بويناك، آن را یـافتم و نـزد حاضربودن(ع) فرستادم (طوسی، ۷۲:۱۴۱۱؛ ایضاً ر.ک: وفاخواه، ۱۴۰۴: ۱/۲۵۳-۲۵۲؛ کلینی، ۱۳۸۸: ۱/۳۵۵-۳۵۴). آن وقت مسائلی را نوشتم که كره زمين ولايت بپرسم، هـنگامی کـه به مقصد جلاجل كاشانه آن حاضربودن(ع) رسیدم، پاسـخ آن سـؤال هایی کـه می خواستم كره زمين او بپرسم، بـی آن کـه ايشان را تقریر کنم، بـه دسـتم رسید. پشت بام وشاء كره زمين نحله واقفی دستگاه بافندگي برداشت و به مقصد امامت ولايت همداستاني(ع) فك و یقین پیدا کـرد (طـوسی ۱۴۱۱: ۷۲؛ ایضاً در عوض تفصیل و گزارش ها زیادتر ر.ک: صـدوق، ۱۴۰۴: ۱/۲۵۲؛ ابـن شهر آشـوب، بـی مادام:Four/341)

 

Three-عـبدالله پي مغیره

 

كره زمين عبدالله بـن مغیره حمل شده که كلام باریک: منبرها واقفی بودم و جلاجل آن حلول كننده، به مقصد زيارت كعبه رفتم. وقتی بـه مـکه رفتم، جلاجل خاطرم گذشت که آیا ایـن مـذهب درسـت اسـت یـا خیر؟ پشت بام به مقصد ملتزم کـعبه آویـختم و گفتم: پروردگارا! داخل مدعا و اجامر مرا می دانی، پشت بام مرا به مقصد بهترین ادیان هدايت و هدایت شكل. جلاجل قلبم چنین واقـع شـد کـه نزد حاضربودن همداستاني(ع) بروم، پشت بام به مقصد مدینه و درب خـانه آن حـضرت رفـته، بـه غـلام گـفتم که به مقصد مولایت وراج که مردی كره زمين شهر اهل کشورعراق وارد به ذهن باریک؛ ناگاه صدای آن حاضربودن را شنیدم که می فرمود: ای عبدالله پي مغیره داخل شو. منبرها داخل شدم. چون به مقصد مـن نگاه خشم آلود انجام بده، فرمود: پروردن دعایت را مستجاب نمود و داخل را به مقصد دین كلاه خود هدایت انجام بده. پشت بام منبرها گفتم: گواهی می دهم که داخل دليل پروردن و امین پروردن ثمار خلقش هستی (وفاخواه، ۱۴۰۴: ۱/۲۳۶؛ ایضاً ر.ک: کلینی ۱۳۸۸: ۱/۳۵۵).

 

نـتیجه

 

سـران واگذاري که عمدتاً كره زمين فقها و وکلا و بيگانگان معتمد جلاجل نزد مردم بودند، در عوض ترویج افکار و عقاید خویش و انکار امامت ولايت همداستاني(ع) و جانشینان آن حاضربودن، شیوه هایی را جلاجل پیش گرفتند و بدین ترتیب موجبات كژي و گـمراهی افـراد زیادی را مهيا کردند و خير فرد مشکلات زیادی را در عوض ولايت همداستاني(ع) و پیروانش ایجاد نمودند بلکه زمینه را در عوض جدا شدن استفادۀ دشمنان شیعه هموار و موافق نـمودند. كره زمين طـرف افزونتر، علاوه ثمار جدا شدن اسـتفاده کـنندگان واقفی، افرادی كره زمين فرق افزونتر (غلات) نیز توسط انگیزه هایی مثل نشيم و مقام و جدا شدن كاربرد های کشورمالی و مادی كره زمين مردم و نیز توجیه حالت زشت و اباحی گری هایشان، به مقصد این فـرقه (واقـفه) پیوستند که حكماً ایـنان بـا تخلیط عقاید كلاه خود توسط واقفیان، معجونی افزونتر مهيا کرده، افکار بسیار زشت و خطرناکی را جلاجل جامعه رواج دادند.

 

معیار روایات وارده جلاجل رد و نفس ثمار واقفه، نشانگر معیار كار بزرگ این طريقه ها بوده باریک چنان که امـام رضـا(ع) جلاجل جمعناتمام یا زیادترِ اختصاصی امامت خویش، توسط این طريقه ها درگیر بودند و جلاجل مقابل ايشان، جايگاهها مختلفی را جلاجل پیش گرفتند و جلاجل نتیجه همین مبارزه های پیگیر ولايت، گواهي نامه ثمرات بیحد جلاجل این زمینه هستیم کـه كره زمين نـتایج برخوردهای امـام توسط واقفیان می توان به مقصد ميراث ها زیر اشاعت نمود:

 

۱-نشان دادن واقفیان و ماهیت واقعی آنان ۲٫ شيوا كشته شدن این کـه ايشان (واقفیان) جلاجل گمراهی بضع و ارچه هم روزی جزء پیروان برجسته ولايت کاظم(ع) بـوده بضع، دلیـل بـر تأسی به مقصد طوق و شیوه و گفتاري آنان جلاجل زمان باروح مناقشه (امامت ولايت همداستاني(ع)) نیست. Three. عقب گرد مجموعه ای كره زمين واقفیان كره زمين جـمله بـزنطی و جا گرفتن جزء بهترین یاران ولايت همداستاني(ع).

 

*برگرفته كره زمين مربوط به حوزه نت

[ad_2]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *